غزل جوان

خرید بک لینک
روضه قتلگاهزمان کشتن تقریبی اش سه ساعت شدهزار و هفتصد و... این چندمین جراحت شد؟برای اینکه سرش را چه کس جدا بکندمیان اشعث و خولی و شمر صحبت شدفتاده در ته گودال دست و پا می زدو حول و حوش تنش ناگهان قیامت شدگلوش لخته ی خون و نفس نمی آمدنفس نفس زدنش سخت و با مشقت شدبه خاک پنجه کشید تا کمی بلند شودولی بدون مفاصل براش زحمت شدپس از بریدن راس اش چگونه گویم کهچطور در ته گودی حسین غارت شد...؟!نیما نجاریبرچسبها: امام حسین غزل جوان...

ما را در سایت غزل جوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:06

یااباعبدالله؛

به چای روضه ات آقا قسم گرفتارم
منی که بین مجالس همیشه پاکارام

من این لباس عزا...این حسین گفتن را
ز سفره های اباالفضل مادرم دارم

به دانه دانه برنج غذای نذری تو
تمام سال سر سفره ام بدهکارم

گناه کارم و پستم ولی امام حسین
به بچه های محل گفته ام تو را دارم

بگیر دست مرا تا "رسول ترک" شوم
خدا کند بنویسی که کلب دربارم

نیمانجاری


برچسبها: امام حسین

غزل جوان...

ما را در سایت غزل جوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:06

یااباعبدالله ؛

میخواستند که خسته و رنجه شوی حسین
گیسو بلند مکدّر پنجه شوی حسین
مقتل نوشت؛ دیر تو را کشته اند چون
اول قرار بوده شکنجه شوی حسین

نیمانجاری


برچسبها: امام حسین

غزل جوان...

ما را در سایت غزل جوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 16:06

صفحه بندی